ابتدا این ویدیو را ببینید

با دقت بخوانید …

زیرا چیزی که در چند دقیقه آینده می خواهم به شما بگویم همه چیز را در مورد نحوه ارتباط شما با مردان تغییر خواهد داد . می خواهم به شما راه حلی نشان دهم تا اطلاعاتی را که می خواهید، در مورد مردان به دست آورید. به نحوی که احساس کنید در برخورد با مردان ( یا مرد زندگیتان ) یک قدرت فوق العاده پیدا کرده اید .

من راهی را به شما نشان میدهم که منطق ذهنیت مردان را متوجه شوید و با استفاده از کلماتی ساده و قدرتمند که دل هر مردی را نرم می کند درست با قلب او صحبت کنید . من به این روش استفاده از ” متون جادویی” می گویم که استفاده از آنها باعث می شود هر مردی انتخاب کند هرچیزی را که شما می خواهید انجام دهد .

اگر از این مساله که هر تلاشی از جانب شما باعث نشده است نتیجه مورد نظرتان را در ارتباط با مردان بگیرید ، خسته شده اید می توانید الان یک نفس راحت بکشید .

چون من می خواهم به شما آموزش دهم چگونه مردان را با یک روش قدرتمند تحت تاثیر قرار دهید ، روشی که بیشتر خانم ها آرزوی دانستنش را دارند ، روشی همانند کنترل ذهن اما بهتر !

می خواهم یک مزیت بزرگ در عشق به شما بدهم که به شما قدرتی شکست ناپذیر و اعتماد به نفسی فوق العاده می دهد به نحوی که متوجه شوید در هر مرحله از ملاقات و رابطه با یک مرد چه کاری انجام دهید تا در نهایت زندگی ایده الی را که همیشه آرزویش را داشته اید به دست آورید .

اگر از “متون جادویی ” من استفاده کنید مردان برای قرار گذاشتن با شما صف می کشند و خواهان ارتباط با شما خواهند بود ، مرد مورد علاقه تان رفتارهای اشتباهش را تغییر خواهد داد تا شما را خوشحال کند ، احساساتش را به راحتی به شما ابراز خواهد کرد و شما را از عشق و علاقه اش لبریز خواهد کرد و یا اگر همین الان در رابطه هستید ،

“متون جادویی ” مرد شما را به یک شریک فوق العاده تبدیل خواهد کرد که شما را دنبال می کند ، هر کاری را برای خوشحال شدن شما انجام می دهد و از شما برای انتقال رابطه به مرحله بعد خواهش می کند .

من به شما توضیح خواهم داد چگونه این “متون جادویی ” را در یک دقیقه دانلود کنید .

اما در ابتدا می خواهم یک داستان شوکه کننده در مورد دو خانم به شما بگویم که ممکن است آنها را بشناسید …

چگونه با مردان صحبت کنیم ؟

شیوا ۳۴ سالش است .

او زیباست با موهای مشکی بلند و لبخندی زیبا که همه را محو خود می کند . بعد از ده سال تمرکز بر روی کارش ، حالا تصمیم گرفته است که پیدا کردن عشق اولویت اول زندگی اش باشد . بعد از ۵ ماه ملاقات مردان مختلف و قرار های بی سرانجام ، او تصمیم گرفت دیگر با کسی قراری نگذارد… اما اتفاق غیرمنتظره ای افتاد .

شیوا مردی خوش تیپ را در یک کافه در نزدیکی خانه اش دید. آن پسر نزدیک او آمد و با صدایی رسا پرسید : ” آیا این صندلی خالی است ؟

” شیوا به آرامی پاسخ داد : ” بستگی دارد چه کسی بخواهد اینجا بنشیند ” در حالی بوی عطر آن پسر فضای نزدیک او را پر کرده بود و پیراهن خوش دوختش توجه شیوا را جلب کرده بود .

پسر پاسخ داد : ” خب اگر من باشم چطور ؟ ” و دستش را در میان موهای مشکی پرپشتش فرو برد .

شیوا با لبخند پاسخ داد : ” خب پس این صندلی متعلق به توست ” . پسر گفت : ” اسم من علی است . چه چیزی میل داری تا سفارش دهم ؟  ”  شیوا جواب داد : ” شیوا هستم…و هات چاکلت  ” آن پسر شبیه همان چیزی بود که شیوا می خواست و نمی توانست فکری جز این داشته باشد .

شیوا به چشمان مشکی نافذ او نگاهی کرد و آنها شروع به صحبت با یکدیگر کردند . شیوا متعجب شده بود که چطور اینقدر زود احساس ارتباطی نزدیک با او را داشت .مشخص شد که او مدیر یک شرکت خصوصی است که تازه به این شهر آمده است . درست همانند شیوا . هرچه بیشتر او را می شناخت بیشتر احساس می کرد او مرد ایده آل زندگی اش است .

باهوش ، شوخ طبع ، موفق .

شیوا از او عذر خواهی کرد تا لحظه ای از کافه بیرون برود و از ماشین کیفش را بردارد . داخل ماشین رفت و لحظه ای همانجا ماند ، دستانش را روی گونه ای قرمز و گرمش گذاشت. به خاطر علی اینطور شده بود یا گرمای هوا ؟ شاید هر دو .

با خودش گفت : ” وای خدای من . او فوق العاده است نباید این یکی را خراب کنم .” و بعد از آن قسم خورد که همه چیز را بی نقص و درست پیش ببرد. به کافه بازگشت در حالی که علی را می دید که دارد صورت حساب را می گیرد . باید به او پیشنهاد پرداخت را می داد ؟ یا اینکار باعث می شد مردانگی او زیر سوال برود ؟ دکتر فرامرزی ( مشاور شیوا ) گفته بود چه کاری در این مواقع انجام دهم ؟ نمی توانست به یاد بیاورد و الان دیگر علی صورت حساب را پرداخت کرده بود .

علی با مهربانی گفت  :” باید بروم .با چند نفر از دوستانم قراری دارم که دارد دیر می شود .از دیدار تو خوشحال شدم.” قلب شیوا در سینه اش به تندی می تپید. آیا از من شماره خواهد گرفت ؟ هرچیزی که او در مورد مردان خوانده بود مبنی بر این بودند که حرکت اول برای ارتباط را باید مردان انجام دهند و نباید خانم ها درخواست شماره گرفتن کنند . او نمی خواست علی را بترساند یا او را دور کند . علی گوشی تلفن همراهش را از روی میز برداشت و آن را به شیوا داد .

 لطفا شماره ات را به من بده . علی این را با اعتماد به نفس گفت و پس از آن اضافه کرد : دوست دارم زمانی تو را برای شام دعوت کنم .

شیوا خودش را در ۴۸ ساعت بعد از آن غرق در افکار او می دید . به گوشی اش زل زده بود و منتظر پیامی از طرف علی . تا بلاخره علی با او تماس گرفت و او را به قراری دعوت کرد . شیوا تمام تلاشش را کرد تا عادی اما پذیرا به نظر برسد مثل همان نصیحتی که مشاورش به او گفته بود .

” سلام …شما ؟ اها ….علی تویی ؟ چطوری ؟ ” شیوا با من و من کردن این کلمات را ادا کرد .

علی به شوخی این جمله را گفت: ” منو به این زودی فراموش کردی .ها ؟ و هر دو خندیدند . صحبت کوتاهی داشتند و علی پیشنهاد یک رستوران را برای جمعه شب داد . شیوا با این جمله پذیرفت : ” به نظر برنامه خوبی است “. در حالی که تلاش می کرد تعادل را بین زیادی گرم یا سرد بودن رعایت کند .

تمام آن هفته را شیوا داشت به علی فکر می کرد . چهارشنبه علی به او پیام داد و گفت : برنامه جمعه هنوز برقرار هست ؟ تو از روز دیدار در ذهن من هستی .” شیوا مضطرب شد . باید پاسخ می داد ؟ با همکارش در مورد پیام او صحبت کرد .” باید به من کمک کنی . این پیام را بخوان . چه چیزی به او بگویم ؟ ” همکارش به او نصیحت کرد : “خیلی خودت را مشتاق نشان نده . ” شیوا چند پیام در برگه یادداشت نوشت و خط زد و در نهایت دو کلمه به علی گفت : “خوشحال هستم .”

جمعه شب بلاخره فرا رسید و زمانی که علی او را دید لبخند بزرگی بر لب داشت و او را به سمت صندلی راهنمایی کرد . شیوا دوست نداشت آن لحظات به پایان برسند . رستوران انقدر شلوغ بود که آنها به سختی می توانستند صدای همدیگر را بشنوند . پس علی صندلی اش را به صندلی شیوا نزدیک کرد و حالا آنها کنار هم نشسته بودند و شیوا از هیجان و اضطراب پر شده بود . آنها در مورد شغلشان ، خانواده شان و هر چیز معمول دیگری صحبت کردند . پس از آن علی یک سوال ساده پرسید : تفریح تو چیست ؟ شیوا برای لحظه ای به آن فکر کرد و با خود گفت : باید نشان دهی که زندگی هیجان انگیزی داری تا به نظر نیازمند نرسی. سپس جواب داد : همیشه با دوستهام بیرون هستم تا جاهای خوب برای مهمانی و تفریح را پیدا کنیم . دوستان من خیلی باحال هستند ما همیشه کافه های مختلف سر می زنیم و اگر ما را ببینی همان گروهی هستیم که همیشه در حال خنده و خوشگذرانی هستند “

علی لبخندی زد و شیوا خوشحال بود که خودش را یک خانم جالب و جذاب معرفی کرده است که زیاد هم دنبال مسائل جدی نیست و از ابتدا او را نمی ترساند . و پس از آن چه اتفاقی افتاد ؟ به شما خواهم گفت اما در ابتدا بیایید به زندگی خانم دیگر نگاهی بیندازیم … خانمی به نام رومینا


رومینا هم خانمی ۳۴ ساله و بامزه است با موهای قرمز فرفری …

همانند شیوا او هم مدتی طولانی را بر روی کارش تمرکز کرده تا زمانی که تصمیم گرفته وارد رابطه عشقی شود . بعد از  7 ماه قرار گذاشتن معمولی با چند مرد بلاخره او موافقت کرد که با مردی که همکارش معرفی کرده بود قرار ملاقاتی داشته باشد یک مهندس نرم افزار به نام سامان .

او سامان را در یک بعدازظهر آفتابی یکشنبه در یک رستوران ملاقات کرد . زمانی که او وارد رستوران شد و بوی غذا مورد علاقه اش را احساس کرد آرامش پیدا کرد و سامان را در در حالی که پشت یکی از میزها نشسته بود دید.

قد بلند ، مرتب با یک پیراهن دکمه دار آبی و شلوار جین متناسب .

سامان به او لبخندی زد و رومینا فهمید که او شبیه چیزی است که همیشه می خواسته . آرام و با اعتماد به نفس سامان خودش را به او معرفی کرد . آنها جلوی یکدیگر نشستند و همه چیز مثل یک قرار اول معمولی سپری شد . در حال غذا خوردن در مورد همه چیز صحبت کردند. کار ، علایقشان ، خانواده و دوستانشان….

سامان پرسید : تفریح تو چیست؟ رومینا سریع جواب داد :” اوه ، فکر می کنم من خسته کننده باشم . ترجیح میدهم در خانه بمانم و یک کتاب خوب بخوانم یا یک فیلم تماشا کنم و بعد برای نوشیدن قهوه به بیرون بروم . “

رومینا مطمئن نبود واکنش سامان به او چیست اما حقیقت همین بود . حالا نوبت رومینا بود تا سوالی را بپرسد . او از قرار گذاشتن با مردهایی که قصدی برای جدی شدن رابطه نداشتند خسته شده بود . پس تصمیم گرفت رو راست باشد و بمب هسته ای اولین قرار را منفجر کند .

رومینا پرسید :” دوست داری روزی بچه داشته باشی؟” سامان با یک لبخند همراه با نگرانی جواب داد : “سوال جالبی بود .نه به زودی اما در آینده بله .”

آنها مدت طولانی با هم صحبت کردند . رومینا باور نمی کرد که چقدر نقاط مشترک بین آنها وجود دارد . او نمی خواست قرار تمام شود . زمانی که آنها از هم جدا شدند رومینا بسیار خوشحال بود .بدون لحظه ای درنگ گوشی اش را برداشت و به سامان پیام داد : “گونه هایم هنوز از خنده زیاد درد می کنند .”

سامان مدتی بعد پاسخ داد : “من هم زمان خوبی را با تو سپری کردم .”

بدون یک دقیقه توقف برای فکر کردن در مورد پاسخ ، رومینا در مورد کلمه” خوب”  سر به سر او گذاشت و رد و بدل پیام بین آنها تا شب ادامه پیدا کرد و رومینا با خوشحالی و بدون کنترل کردن تک تک پیام هایش و فکر کردن به آنها جواب او را می داد . این پیام دادن چند روز ادامه داشت بدون اینکه سامان درخواست یک قرار دیگر را داشته باشد . رومینا می خواست که دوباره او را ببیند پس یک کار دیگر انجام داد .

به او پیام داد : “سریال مورد علاقه مان در حال پخش شدن است (با خنده ). چرا اینجا نیستی که آن را باهم ببینیم !” سامان جواب داد : “رتبه اول بدترین سریال تاریخ را دارد ! ( با خنده ) می توانیم شنبه با هم شام بخوریم ؟” بعد از چند هفته دیدار معمولی ، رومینا می خواست بداند که رابطه آنها به کجا می رسد . اگر چه او زمان بسیار خوبی را با سامان سپری می کرد ، اما نمی خواست زمانش را برای کسی تلف کند که مثل او رابطه جدی را نمی خواست . دفعه بعد که آنها یکدیگر را ملاقات کردند ، رومینا تصمیم گرفت که این مساله را به روشنی بیان کند . در بین یک مکالمه در مورد فیلم مورد علاقه شان ، رومینا پرسید :” خب سامان ، چند نفر هستند که از من درخواست بیرون رفتن می کنند اما نمی دانم که باید به آنها بگویم در رابطه ای جدی هستم یا نه ؟”

خب …

فکر می کنید کدام یک از این دو نفر مرد را بدست آوردند ؟ و چه کسی تنها ماند ؟

اگر فکر می کنید پاسخ را می دانید جواب واقعی شما را شوکه خواهد کرد .

پاسخ را چند دقیقه بعد به شما می گویم اما در ابتدا می خواهم به شما توضیح دهم چگونه به  “متون جادویی” برای ارتباط دست پیدا کردم .


  • در مدت مشاوره و صحبت با هزاران خانم برای بهتر شدن رابطه عشقیشان سوالاتی بودند که همیشه تکرار می شدند :
  • چه چیزی باید بگویم زمانی که برای اولین بار مردی که به او علاقه مند هستم را می بینم ؟
  • چگونه می توانم بدون ترساندن او و دور کردنش ارتباط صمیمی با او داشته باشم ؟
  • من باید به او اول پیام دهم یا منتظر بمانم تا او با من تماس بگیرد ؟
  • او نشان می دهد که به من علاقه دارد اما هیچ وقت مرا به یک قرار دعوت نمی کند .چه کاری می توانم انجام دهم ؟
  • در مورد چه موضوعی باید در قرار ملاقاتمان صحبت کنم تا او دوباره بخواهد با من ارتباط داشته باشد ؟
  • آیا راهی وجود دارد که از او بپرسم آیا خانم های دیگر را هم ملاقات می کند یا نه ؟
  • چگونه می توانم گفتگوهایمان را جذاب کنم زمانی که مدتی است با هم ارتباط داریم ؟
  • منظور او چیست زمانی که می گوید” به فضا نیاز دارد” ؟
  • چگونه می توانم از او ازدواج و تعهد را بخواهم ؟ اگر ناپدید شد به او چه پیامی بدهم ؟
  • می خواهم بدانم در مورد ازدواج و تشکیل خانواده چه نظری دارد ؟

پس از سالها کمک به خانم ها و درک اینکه مردان در رابطه چه می خواهند ، یک لیست از متونی را تهیه کرده ام که در هر موقعیتی قدرتی جادویی بر مردان دارد .

حقیقت این است : با اینکه زنان و مردان هدف مشابهی در رابطه دارند ، (چیزهایی مانند : ارتباط ، عشق ، تعهد و حتی ازدواج و خانواده ) این نیاز ها را به روشی متفاوت به اشتراک می گذارند .

تحقیقات علمی نشان می دهد : مغز مردان و زنان از اساس به یک روش کاملا متفاوت عمل می کند که به خانم ها اجازه می دهد بیشتر به احساساتشان دسترسی داشته باشند و آنها را بیان کنند در حالی که مردها اطلاعات را منطقی تحلیل می کنند . در این متون من رازی را به شما نشان می دهم که به خانم ها این امکان را می دهد که  برا اساس ذهنیت منطقی مردان عمل کنند به نحوی که او کاملا در مقابل قدرت شما بی دفاع شود .

چیزی که من به شما نشان خواهم داد حتی از کنترل ذهن هم قدرتمند تر است . کنترل قلب ! چیزی که به آن دست یافتم “متون جادویی” بود . عبارات به دقت ساخته شده ای که در هر موقعیت قابل کپی کردن و بیان کردن هستند . عباراتی که نه تنها مردان پذیرای آنها هستند بلکه مشتاق می شوند تا هر نیاز شما را بر آورده کنند .


و این ما را به داستان شیوا و رومینا باز می گرداند .

حدس زدید کدام زن مرد را بدست آورد ؟

آیا شیوای محتاط بود که تلاش زیادی برای بیان هر جمله اش می کرد تا بهترین تاثیر را بر علی بگذارد ؟

یا رومینای بی احتیاط ؟ که همیشه اولین چیزی را که به ذهنش می رسید بیان می کرد بدون اینکه نگران باشد که سامان از او دور شود .

بیشتر خانم ها حدس می زنند که شیوا بود که مرد مورد علاقه اش را بدست آورد . چون هر چیزی که او می گفت کاملا فکر شده بود .

اما …

رومینا کسی بود که سامان را بدست آورد  و دلیلی که او سامان را بدست آورد حتی عجیب تر است . اگر چه شیوا هر چیزی را که فکر میکرد علی به شنیدن آن نیاز دارد بیان کرد ، بعد از نظرش در مورد دوستان عجیب و غریبش ، ذهنیت علی در مورد ازدواج تصور کرد که او دختری است که تنها به دنبال خوش گذرانی است و تصمیم گرفت دیگر با او ارتباطی برقرار نکند . شیوا هیچ ایده ای نداشت که چرا همه چیز خراب شده است و دل شکسته شده بود از این که دوباره باید همه چیز را از ابتدا شروع کند .

اما رومینا به عشق زندگی اش رسیده بود . مکالمات او با سامان همیشه بدون تلاش ، جذاب و تحریک کننده برای ادامه ارتباط بود . رومینا همیشه می دانست چه چیزی باید بگوید تا سامان احساس خوبی از ارتباط با او داشته باشد . می دانست چگونه احساسات و نیاز هایش را با او به اشتراک بگذارد که ارزشش در چشم سامان بالا برود . او برای جذاب بودن در چشم سامان نقش بازی نمی کرد یا مثل زنانی که در گذشته سامان می دید ،زیادی تحلیل گر نبود. سامان برای درخواست ازدواج از او نمی توانست منتظر بماند . ممکن است بپرسید چطور چنین چیزی ممکن است ؟  

شیوا کسی بود که بسیار مراقب بود و در مورد همه چیز فکر می کرد . او کسی بود که بر روی بیان هر چیز درستی تمرکز می کرد و رومینا کسی بود که بی محابا همه چیز را بیان می کرد و حتی در مورد احساساتش به راحتی صحبت می کرد ، چیزی که ظاهرا می تواند به راحتی یک مرد را بترساند و دور کند . آیا این خلاف هر چیزی نیست که تا به حال شنیده اید ؟ به یاد می آورید که به شما گفتم دلیل آنکه رومینا ، سامان را به دست آورد حتی شوکه کننده تر است ؟ دلیلش این است …

چگونه با مردان صحبت کنیم ؟

بیایید به موقعیت شیوا نگاهی بیندازیم…

او تصور می کرد که با بیان جملات درست و بی نقص دارد ارتباطش را با علی کنترل می کند اما در واقع او داشت همه چیز را اشتباه جلو می برد . همه استرس ها ، انالیز ها و تلاش های او اشتباه بود . او خودش را با این کارها دیوانه کرده بود .به این دلیل که زنان و مردان به روش متفاوتی ارتباط برقرار می کنند شیوا خودش به تنهایی نمی تواست بفهمد چه چیزی را باید بگوید تا به قلب علی ارتباط برقرار کند . تقصیر او نبود …

اما چون او یک مرد نیست ، مهم نیست چقدر برای کنترل مکالمات تلاش می کرد ، نمی دانست چطور باید جملات درست را بیان کند که بر علی  تاثیر خوبی  داشته باشد . در طرف دیگر ماجرا رومینا کسی بود که واقعا کنترل موقعیت را در دست داشت . او یک سلاح مخفی داشت که موفقیتش را با هر مردی که می خواست تضمین می کرد : “متون جادویی ”  .

او با اعتماد به نفس و با آرامش آنها را برای ارتباط با سامان استفاده می کرد و به همین دلیل او توانست مردی را پیدا کند که عاشقش شود و از او خاستگاری کند . می بینید ، رومینا می توانست به راحتی هر چیزی را که به ذهنش می رسید بیان کند ، چون می دانست که این کلمات جادویی بهترین گزینه هستند که باعث می شوند او نتیجه ای را که می خواهد به دست آورد . او دقیقا می دانست دارد چکاری انجام می دهد . از زمانی که رومینا “متون جادویی ” را کشف کرده بود همه چیز برایش تغییر کرده بود .

لازم نبود به همه چیز ساعت ها فکر کند یا خودش را با همه تلاش های بی ثمر مانند شیوا خسته کند . به دلیل داشتن ” متون جادویی ” لازم نبود او برای چیزی نگران باشد . رومینا لازم نداشت که از دوستانش بپرسد که در هر موقعیتی باید چه کاری انجام دهد چون او یک متن جادویی داشت که می توانست جملات آن را کپی کند و در هر موقعیت از آنها استفاده کند .

در حقیقت همه دوستان او برای کمک گرفتن پیش او می آمدند . رومینا می توانست به راحتی احساساتش را بیان کند چون می دونست چگونه این کار را به روش صحیح انجام دهد به نحوی که سامان نمی توانست در مقابل آن مقاومت کند . رومینا بلاخره توانسته بود آرام باشد ، خودش باشد ، از بودن با مرد لذت ببرد و همچنان مرد را بدست آورد .

پس اگر شما هم آمادگی این را دارید که مرد رویاهایتان را با بیان حرف درست  بدست آورید ، اگر می خواهید از استرس  و تلاش اشتباه با مردان خلاص شوید و بدانید در هر موقعیت دقیقا باید به یک مرد چه چیزی بگویید تا هر دفعه نتیجه دلخواهتان را بدست آورید یک خبر فوق العاده برایتان دارم …

امروز من به شما همه این متون جادویی را نشان خواهم داد . من همه این متون را در یک کتاب راهنما با نام “چگونه با مردان صحبت کنیم” قرار داده ام .


چگونه با مردان صحبت کنیم ؟

چگونه با مردان صحبت کنیم یک مجموعه بی نظیر از عباراتی است که به قلب یک مرد نفوذ می کند و کاری می کند او بخواهد هر کاری که شما مایل هستید انجام دهد .

این تنها قسمتی از چیزهایی است که شما یاد می گیرید :

  • شما فرمول” جذابیت سریع” من را یاد خواهید گرفت . من به شما بهترین راه شروع صحبت با مردی که به او جذب شده اید را یاد می دهم ، این یکی را باید با یک صورت خندان باید بگویید تا مرد نتواند در مقابل شما مقاومت کند .
  • برگه تقلب اولین قرار ملاقات … در مورد قرار اول نگران هستید ؟ دیگر لازم نیست باشید . من به شما می گویم چگونه چیزی را که قرار است در اولین ملاقات بگویید اماده کنید که همانند یک گفتگو کننده حرفه ای به نظر برسید .
  • همچین برای شما ۵ سوال کلیدی را آماده کرده ام که از خودتان بپرسید تا بدانید وقتی او آن سوالات را می پرسد چه بگویید به نحوی که او مطمئن شود شما جذاب ترین زنی هستید که تا به حال ملاقات کرده است و برای دیدار دوباره شما خواهش خواهد کرد  .
  • شما “متون جادویی دلربایی” از مردان را یاد خواهید گرفت ، چیزی که بیشتر خانم ها آن را نمی دانند . این متون به شما یاد خواهند داد چگونه از یک مرد دلربایی کنید تا بین شما ارتباط شکل بگیرد ( بدون ریسک رد شدن )
  • از گفتگوهای خسته کننده به کمک روش ” گفتگوی سیاست مداران” دوری کنید . من به شما نشان می دهم چطور سوال خسته کننده ای مانند “چه خبر؟” را به یک گفت و گوی جذاب تبدیل کنید که مرد متوجه شود شما چقدر هیجان انگیز و خواستنی هستید .
  • همچنین به شما آموزش خواهم داد چگونه به درخواست یک ارتباط جنسی بی جا توسط او پاسخ دهید که باعث افزایش ارزش شما نزد او و احترام بیشتر او برای شما خواهد شد . از این مورد استفاده کنید و نه تنها او این رفتارش را با شما اصلاح خواهد کرد بلکه خواهید دید که با شما شبیه یک ملکه رفتار می کند .
  • نمی دانید کجای رابطه با او قرار دارید ؟ آیا شما را می خواهد یا نه ؟ از قسمت” انحصاری بودن رابطه ” کتاب من استفاده کنید .
  • این سوالات هوشمندانه او را مشتاق خواهد کرد که به سمت شما بیاید و بگوید که متعلق به شماست بدون اینکه ارزش شما در رابطه کاهش پیدا کند .
  • شما متوجه خواهید شد چگونه “فضای ایجاد شده” در رابطه را بشکنید و زمانی که او می گوید ” به فضا احتیاج دارد ” یا ” سرش شلوغ است ” دقیقا چه چیزی بگویید . این کلمات به شما قدرت این را خواهند داد که استانداردهایتان را نشان دهید و ارزشتان را در رابطه حفظ کنید . در واقع شما یک کلید را می فشارید که باعث می شود او برای گذراندن وقت با شما خواهش کند .
  • من به شما راه ” تعهد ” او به شما را نشان خواهم داد که به شما یاد می دهد چگونه کاری کنید مردی به شما متعهد شود بدون اینکه او را بترسانید و دور کنید . از این متن استفاده کنید تا او تصور کند تعهد به شما ایده خودش بوده است .

در ادامه فهرست مطالب کتاب را برای شما بیان خواهم کرد …


بخش ۱٫ چگونه با مردان صحبت کنیم : ایجاد جذابیت غیرقابل کنترل

  • چگونه کاری کنید که مردان همیشه بخواهند با شما ارتباط برقرار کنند
  • چگونه صحبت با یک مرد را آغاز کنیم (با احتمال رد شدن صفر)
  • چگونه با یک مرد از طریق رسانه‌های مجازی ( اینستاگرام ، تلگرام و .. ) ارتباط برقرار کنیم
  • چگونه با مردی که به تازگی ملاقات کرده‌اید ارتباط را آغاز کنید
  • اگر از مردی خوشتان می آید چگونه موضوع را به بگویید
  • چگونه تضمین کنیم که یک مرد با شما شماره رد و بدل کند
  • چگونه بدانیم چه کسی باید اول پیام بفرستد
  • چگونه کاری کنید از شما درخواست بیرون رفتن کند
  • چگونه اولین گفتگو را جذاب سازیم تا باعث شود او باز هم برگردد
  • چگونه وارد یک قرار ملاقات شویم (آنچه که نباید بگوییم)
  • چگونه با یک مرد شوخی کنیم تا تمایلی غیرقابل کنترل ایجاد شود
  • چگونه از لمس کردن استفاده کنید تا او هم خوشش بیاید و بدجلوه نکند
  • چگونه با یک همکار ارتباط را آغاز کنید
  • چگونه پیام خوبی بفرستید تا کاری کنید تمایلش بیشتر شود
  • چگونه او را محو پیام‌های خود کنید
  • چگونه از پیام‌های جالب استفاده کنید تا او بی‌وقفه به شما فکر کند
  • چگونه او را وادار کنیم پیام فرستادن را متوقف کرده و با شما تماس بگیرد
  • چگونه او را وادار کنیم پیام فرستادن را متوقف کرده و از شما درخواست ملاقات نماید

بخش ۲٫ چگونه با مردان صحبت کنیم: ایجاد یک پیوند عمیق

  • چگونه خودتان را به زنی تبدیل سازید تا او بخواهد هر کاری برایش انجام دهد
  • چگونه گفتگوهای عالی داشته باشیم تا او نخواهد به آن پایان دهد
  • چگونه کاری کنیم او درد دل کند
  • چگونه مردی را عاشق خود کنیم
  • چگونه زنی باشیم که او را بی‌ اندازه جذب خود می‌کند
  • چگونه کاری کنیم که در ۵ عبارت ساده، احساس کند یک مرد واقعی است
  • چگونه کاری کنید احساساتش نسبت به شما را ابراز کند
  • چگونه کاری کنید که او با شما بیش از هر زن دیگری احساس کند در خانه است
  • چگونه کاری کنید که مرد شما از تعریف هایتان لذت ببرد
  • چگونه کاری کنید که او احساس کند به شما نیاز دارد (لذا او هرگز به زن دیگری نیاز نخواهد داشت)
  • چگونه او را با عشوه گری غرق خود کنید

بخش ۳: چگونه با مردان صحبت کنیم: تا رفتارهای بد خود را تغییر دهند

  • چگونه به شکلی هوشمندانه ، به یک تماس آخر شب پاسخ دهیم
  • چگونه به پیام‌های جنسی او پاسخ دهید
  • چگونه خواسته جنسی او را کند کنید و او را وادار کنید تا در طول این فرآیند بیشتر جذبتان شود
  • چگونه به درخواست ملاقات دقیقه آخر پاسخ دهیم
  • چگونه او را وادار کنیم رفتارهای بد خود را تغییر دهد: ۶ تکنیک قدرتمند
  • چگونه وقتی او ناپدید می‌شود، علاقه‌اش را دوباره شعله‌ور سازید
  • چگونه کاری کنید که وقتی «پر مشغله است» به شما توجه کند

بخش ۴٫ چگونه با مردان صحبت کنیم: پرسش‌های دشوار

  • چگونه بپرسیم آیا مجرد است (بدون این که خود را محتاج نشان دهیم)
  • چگونه نشان دهید که گزینه های دیگری هم دارید (و حتی خودتان را خواستنی تر نشان دهید)
  • چگونه بدانید در چه زمانی (و به چه میزان) درباره گذشته خود درد دل کنید
  • چگونه به این سوال پاسخ دهید: «چرا هنوز مجرد هستید؟»

بخش ۵: چگونه با مردان صحبت کنیم: درباره رابطه جنسی

  • چگونه او را وادار کنید به طریقی که شما می‌خواهید رابطه جنسی با شما داشته باشد
  • چگونه شهوت جنسی او را زنده نگه دارد (تا او به سراغ جای دیگری نرود)
  • چگونه حتی وقتی دور هستید، او را تحریک کنید

بخش ۶٫ چگونه با مردان صحبت کنیم: در مواقع دعوا

  • چگونه به صحبت در مورد موضوعات جدی با یک مرد بپردازید بدون این که آن را یک تهدید تلقی کند
  • چگونه ناراحتی‌های خود از یک مرد را بیان کنید
  • چگونه نشان دهید که از رفتار او راضی نیستید
  • چگونه بحثی داشته باشید که رابطه شما را تقویت (به جای تخریب) کند
  • چگونه یک بحث را کنترل کنید : ۷ تکنیک مطمئن

بخش ۷٫ چگونه با مردان صحبت کنیم: درباره تعهد

  • چگونه بپرسید نظر او درباره سایر زنان چیست؟
  • چگونه به این سوال پاسخ دهید که از شما بپرسد آیا شما با فرد دیگری هم ملاقات دارید یا نه ؟
  • چگونه از او بپرسید که آیا رابطه شما جدی است یا خیر؟
  • چگونه به او نشان دهید خواهان دارید: ۳ تکنیک ساده
  • چگونه از روان‌شناسی برای افزایش ارزش خود نزد او استفاده کنید
  • چگونه خودتان را شریک او سازید نه فقط یک دوست : ۵ عبارت قدرتمند
  • چگونه از او بپرسید آیا فقط با شما ارتباط دارد یا نه ؟

بخش ۸٫ چگونه با مردان صحبت کنیم: در یک رابطه

  • چگونه حمایت مادر او را به دست آورید
  • چگونه با «زنان دیگر» در دنیای او برخورد کنید
  • چگونه وقتی او می‌گوید «به فاصله نیاز دارد» واکنش نشان دهد
  • چگونه با عادات بد او در خانه مقابله نمایید
  • چه زمانی بگویید «دوستت دارم »
  • چگونه موضوع ازدواج را مطرح کنید

تنها کافی است کتاب را باز کنید و متنی را که در هر موقعیت لازم دارید کپی کنید و به او بگویید و یک مزیت بزرگ در مقایسه با دیگر خانم ها در ارتباط با مردان به دست آورید .

 به تمام هزینه هایی که صرف باشگاه ، آرایشگاه و … کرده اید تا در نظر او جذاب بیایید فکر کنید . در واقع همه اینها در صورتی که ندانید چطور با یک مرد برخورد کنید و چطور با حرف ها و رفتارهایتان او را بدست بیاورید تاثیر چندانی نخواهند داشت . ممکن است حتی صدها هزار تومان برای مشاوره خرج کرده باشید اما نتیجه ای که می خواهید را بدست نیاورده باشید و بزرگترین هزینه را فراموش نکنید : زمان شما . به همه ماهها و سالهایی فکر کنید که قرار ملاقات هایی بی سرانجام را در آنها سپری کرده اید .تمام کردن رابطه با یک مرد و دل شکسته شدن و شروع ارتباط دوباره …

با این کتاب شما بلاخره متوجه خواهید شدید چگونه یک مرد را جذب  کنید ، کاری کنید برای بیرون رفتن از شما درخواست کند ، با شما قرار بگذارد و با شما همانند یک ملکه رفتار کند .

کتاب تایید شده چگونه با مردان صحبت کنیم ؟

divider
نامحدود است

نامحدود است

دسترسی کامل پس از دریافت برنامه برای استفاده از راهکارها و دیدن نتایج

قابل اعتماد است

قابل اعتماد است

برای شما کاربردی نداشت ؟ به من اطلاع دهید و من به طور کامل برای شما پولتان را بر میگردانم 

 سریع است

سریع است

تنها چند دقیقه پس از خرید می توانید برنامه را دریافت کنید